سلام دوستان.... اول این کلام حافظ شیرین سخن رو کامل و با تامل بخونید لطفا

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست   در حق ما هر چه گوید جای هیچ اِکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست   در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند   عرصهٔ شطرنج رندان را مجال شاه نیست
چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟   زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
این چه استغناست یا رب؛ وین چه قادر حکمت است؟   کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست!
صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب   کاندر این طُغرا نشان حَسبه لله نیست
هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو   کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
بر در میخانه رفتن کار یک‌رنگان بُوَد   خودفروشان را به کویِ مِی فروشان راه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست   ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است   ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست
حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مَشربیست   عاشق دُردی‌کِش اندر بند مال و جاه نیست

 

چند وقت پیش مطالبی نوشتم با عنوان  "دل نوشته های مامان تارا پس از 3 سال فرزندخواندگی (2)" که می تونید در این لینک ببینید

http://farzandkhandeh.persianblog.ir/post/63/

هنوزم فکر میکنم که امثال من ادمهای برگزیده یا خاصی نیستند... و دوست دارم معمولی باشم و از اون مهمتر همه هم به ما و فرزند عزیز تر از جونمون به چشم یک خانواده ی معمولی نگاه کنند. 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

اما ...

همیشه بند و تبصره هایی وجود داره: چرا اینو میگم؟ شاید چند کامنتی که از خوانندگان دریافت کردیم منو وادار کرد این مسایل رو برای چندمین بار برای خودم مرور کنم و با شما هم به اشتراک بگذارم.

 

1. چندی پیش خانمی با نام  "فرزانه" برای نوشته ام نظری داد (هرچند که من از عبارت کریه حرام زاده استفاده نکردم و نمی کنم) که خودتون می تونید در قسمت نظرات ببینید و اگر حس کارآگاه بازیتون گل کرد می تونید روی اسمش کلیک کنید و یک نگاهی به وبلاگ این خانوم بیندازید تا بدونید چه شخصی و با چه دیدی این نظر رو داده. فقط توضیح بدم که ایشون از شهر مقدسی هستند و به ادعای خودشون مادرشون عالِم هستند و خودشون و همسرشون هم در این زمینه محقق ...

"سلام...
خیلی خوشحال شدم از این تصمیمتون 
خواستم یه جوابی بدم به اینکه گفتید حروم زاده ها چه گناهی کردن
درسته اونا گناهی نکردن اما علم ثابت کرده به خاطر گناه پدرومادرش 
اون بچه نسبت به بچه های حلال زاده به راه خلاف تمایل بیشتری داره
واسه همین اکثرا واسشون مهمه مراحل قبل تربیت(اقدام برای بچه و 
زمان بارداری)واسشون مهمه
این تحقیق نشون میده20درصد اینجور بچه ها بیشتر ازبقیه به خلاف علاقه دارن
وغیر از این احادیث زیادی هم داریم که بر این مطلب صحه گذاشتن

یه سفرنامه هم هست که در اون درباره ی این موضوع نوشته شده
که در آمریکا به همین خاطر از بچه های نامشروع یازنا زاده برای کارهای
خشن و... استفاده میکنن

موفق باشید عزیزم

 

2. نظری که یکی از آفایان خواننده ولاگ به تازگی گذاشتند و از ما راهنمایی خواستند که با توجه به اینکه خصوصی نوشتند و نمی تونیم منتشرش کنیم (چون آدرس ایمیل دادند)... ترجیح میدم همین جا بدون نام مطرح شه:

سلام. من (آقای...) هستم . چند سالی است که ازدواج کردم ولی متاسفانه خانمم بچه دار نمیشه همه راه رو هم رفتیم تا تخمک اهدایی بازهم نشد. چند تا راه به نظرم هست
1- ازدواج موقت به منظور بچه دار شدن
2- جنین اهدایی که اونم شانس موفقیت چندان بالایی نداره
3- سفارش نوزاد یا بهتر بگم خریدش
4- فرزند خواندگی شیرخوار
راستش از فامیل مهمی هستم و با سابقه تاریخی یه جورایی احساس دین دارم برای تداوم نسلم با همون مشخصات ژنتیکی برا همین به غیر از مورد اول موارد دیگر رو زیاد جالب نمیدونم از طرفی حرف دیگران و نگاه اونهه هم برام مهمه. خانمم هم دوست دارم و به فکر جدایی و ازدواج دایم با دیگری نیستم
اما به هر حال فرزند خواندگی رو گذاشتم تو گزینه هام راستش بی بچه بودن هم اصلا برامون جالب نیست.شما منو راهنمایی بفرمایید واقعا مستاصل هستم این روزها. چه کنم؟
 

xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx

با اینکه باز هم میگم که ماها آدمهای خاص یا برگزیده ! ای نیستیم... اما در جواب این دوستان عزیز که هر دو در حال دست و پنجه نرم کردن با مساله ناباروری هستند.. و برای روشن شدن ذهن همه دوستان عزیز دیگه ای که چنین تفکراتی در ذهنشون موج میزنه
فقط و فقط می تونم بگم که
عزیزانم، شما برای اینکه بتونید فرشته کوچکی رو به فرزندی بگیرید ساخته نشدید.
با تمام وجود باهاتون ابراز همدردی می کنم و از خداوند می خوام که اون طور که به صلاح شما هست خودش مساله شما رو حل کنه
اما ازتون خواهش میکنم اصلا قدم در راه فرزندخوندگی نگذارید و هیجانی یا احساسی تصمیم نگیرید.
شما نمی تونید برای اون بچه، برای اون فرشته کوچک... پدر و مادر خوبی باشید و به علاوه با این افکار به دست خویش، خویشتن را به برزخی می افکنید که نه راه پس براتون می مونه و نه راه پیش....
شما برای این کار ساخته نشدید.... صمیمانه بهتون این رو توصیه میکنم.
بچه ای که یکبار اون همه درد و رنج رو در سن نوزادی تجربه کرده (که حتما مصلحت خدای بزرگ بوده) تاب این رو نداره که به آغوش خانواده ای بره که چنین افکاری درشون موج میزنه... متاسفم
 
در مورد این که چه راهی رو برای بچه دار شدن پیش بگیرید هم نه می خوام و نه می تونم نظر بدم فقط براتون دعا می کنم ...
 
 
پی نوشت1...

هیچ قضاوتی در مورد این اشخاص نمی کنم در اینجا چون اولا خودم رو در مقام قضاوت نمی بینم و ثانیا زندگی بهم یاد داده که برای اینکه بتونم در مورد راه رفتن کسی نطر بدم اول باید چند قدمی رو با کفشهای اون طی کنم!

قضاوت را میسپارم به شماو فقط توصیه و تجربه خودم رو میگم . نه برای اینکه پاسخ این 2 تفر رو داده باشم. 

بلکه برای اینکه کسانی رو که خودشون رو برای پذیرش فرزند آماده کردند را با تفکر این بخش (انشالله کوچک) از جامعه ای که درش زندگی می کنیم آشنا تر کنند تا بتونند بهتر برای خودشون و فرشته شون برنامه ریزی و تصمیم گیری کنند و آمادگی مواجهه با چنین افکاری را داشته باشند. 

 

پی نوشت 2. این رو در جواب دوست و همراه عزیزم زهرا جون و امثال خودمون و ایشون می نویسم

روی سخنم در این متن با تمام افرادی هستش که اینقدر  "نژاد" خودشون رو می پرستند و به اون فخر می فروشند. چه به لحاظ اینکه از نظر مذهبی و علمی در جایگاه بالایی باشند وچه اونهایی که حس می کنن خونی که در رگشون جاریه از نظر اصالت و نژاد و ... رنگین تر از بقیه ست... تا حدی که یک بچه طفل معصوم رو به چنین چیزهایی متهم می کنند که نکنه از ما نباشه و نکنه به "حلالی" ما نباشه و نکنه به "اصالت" نژاد ما نباشه !!!  ....

به همین خاطر از تمام دوستان عزیزم که دل بزرگشون رو به روی فرزند خونده ای گشودند بدون لحظه ای تامل و درنگ.... عذر می خوام. 

 

 

یا حق