دقیقا 6 روز کاری بین بهزیستی و دادگاه و دفتر خونه و ثبت احوال در رفت و آمد بودیم تا بالاخره دستور صدور شناسنامه ها صادر شد .

1 ساعت انتظار ( البته چون وروجکامون هم همراهمون بودن و پرونده ی فرزند خواندگی بود بی نوبت شناسنامه صادر شد !) به جای دو سه ساعت که مامان باباهای بیولوژیک داشتن طولانی تر از یک سال گذشت .

شناسنامه ها رو که گرفتم اول بسم ا... گفتم صفحه های اول رو نگاه کردم و بستم . جرات نداشتم صفحه ی آخر رو بخونم .

دوباره شناسنامه ها رو باز کردم اونم صفحه ی آخرش رو باورم نمی شد فقط نوشته بود :

" این شناسنامه برابر حکم دادگاه صادر شده "

همین؛خیلی خوشحال شدم . به هزار دلیل ممکنه آدم با مراجعه به دادگاه شناسنامه بگیره یکیش تأخیر در دریافت شناسنامه است که با  تاریخ صدور شناسنامه ی فرشته هامون هم همخوانی داره .

فکر می کنم بهتره به جای نامه به ریاست جمهوری و دفتر مشاور زنانش که ممکنه تا تصمیم بگیرن و به مجلس بگن دوره ی 4 سالشون تموم شه به خود ثبت احوال نامه بزنیم .

ظاهرا هر شعبه یه جور تو شناسنامه ها می نویسه و این به سلیقه ی مامور ثبت احوال ربط داره و قانون همونطور که تو تلفن به شما گفتن یه چیز کلیه .

بهتره اداره ی ثبت احوال رو به نوشتن یه دستور جامع به همه ی شعب تشویق کنیم و اون ها رو از مشکلات فرشته هامون با این عملکردهای چندگانه آشنا کنیم .

ثبت احوال حکم فرزند خوندگی و نامه های مربوطه رو تو پرونده ی فرشته ام ثبت کرد و فقط یه جمله ی مختصر نوشت . تو شاسنامه ی من و همسرم هم هیچ عبارت اضافه ای ثبت نشد . در حالی که شاید همتون تصویر توضیحات شناسنامه ی دختر مهسا رو دیده باشد .

من تصور می کنم این مشکل از سوی ثبت احوال خیلی سریعتر می تونه حل بشه چون تو حکم دادگاه فقط نوشته لازم است در صفحه ی توضیحات به این حکم اشاره شود یا به صورت مختصر درج گردد .