پرده ی آخـــــــــــر: عشق ..... خوشبختی..... اصلا هرچیز خوبی که توی دنیا هست

من یک مادر خوشبختم......... من طعم شیرین مادر شدن رو چشیدم .... من شوق نگاه پدرانه رو در چشمای همسرم دیدم وقتی که مثل یک پروانه دور دخمل نازش میچرخه.... من نه ویار داشتم، نه درد کشیدم، نه افسردگی پس از زایمان گرفتم.... نه ریسک ناقص بودن بچه رو داشتم...........

این فرشته، این هدیه، قسمت ازلی و ابدی ما بوده: هر چند که از یک راه غیر معمول به زندگیمون وارد شد..... روحی که درش دمیده شده بخشی از زندگی ما بوده هرچند که 9 ماه در یک جسم دیگه تکامل پیدا کرده

الان دیگه یک سالشه...... انقدر زیباست........ انقدر معصومه.......انقدر خوش اخلاقه....... انقدر پرانرژیه........ که مطمئنم با اون شرایطی که من داشتم بچه ی ژنتیکی خودم به این خوبی نمیشد

زندگیم به اندازه ی یک تار مو نازک شد ولی از هم نگسست......

خدایا بهمون توان بده که تا آخرش بتونیم وسیله ای باشیم که این هدیه ی آسمونی رو تبدیل به انسان بهتری بکنه.........

وقتی میریم بیرون، مامانای دیگه ازمون میپرسن بچه تون چی میخوره که انقدر سر حال و قبراقه؟ وزنش خیلی بالاتر از بچه ی ماست: "خب ما بجز شیر خشک و غذای کمکی، بهش عشق میدیم"

چون سخت به دستش آوردیم ، قدرشو میدونیم

به امید مادر شدن همه ی مادران منتظر........

و خانواده دار شدن همه ی بچه های بی سرپرست دنیا

بند1. راستی یادم رفت بگم همون روزی که این فرشته کوچولو به خونه مون پاگذاشت.... همون روزی بود دقیقا که ما وقت سفارت داشتیم برای مهاجرت و فرار از همه ی ناکامیها و شروعی دوباره... ولی ...

کی فکرشو میکرد؟

بند2. نمیخوام بگم از روزی که اومده برکت زندگیم بیشتر شده یا وضع مالیم به قدمش بهتر شده یا شرایط شغلی بهتری برام جور شده: که همه ی اینها هم هست... یا حتی کار ثوابی کردیم

فقط میخوام بگم از روزی که اومده دنیامون رنگین تر شده و خوشبخت تر شدیم

یا حق

/ 34 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامی

سایه عزیز سلام . از خدای مهربون می خوام آن چنان توان و استقامتی بهت بده که حتی سخت ترین طوفانها هم مثل نسیمی از کنارت بگذره و همیشه گل لبخند در تمام وجودت شکوفا باشه و در کنار خانواده ات روزهای خوبی داشته باشی. من هم وقتی در مورد فرزند خوانده جستجو می کردم این وب رو دیدم . من هم عاشق نی نی هستم و بعد از یک سال تلاش و آزمایشهای مختلف تازه عید فهمیدم همسرم آزو اسپرمی هست . و الان بعد از سه ماه که گذشته حتی بیوپسی هم نکرده که ببینیم آیا روش درمانی وجود داره یا نه! اوایل که فهمیدم خیلی در صدد طی کردن راههای درمانی بودم اما الان شاید نزدیک یک ماه هست که بیشتر به فرزند پذیری فکر می کنم. خصوصا"‌وقتی نوشته های زیبات رو خودم دیدم با تمام وجود دلم می خواد از این طریق عشق رو به یه نی نی بدم و خودم هم به آرزوم برسم اما خب ما هم 1 - با توجه به اینکه از تحصیلات و شرایط مالی نسبی خوبی برخورداریم ولی سندی در اختیار ندرایم که به نام نی نی بشه!‌ 2- نمی خواهیم کسی از اطرافیان بدونه (نمی دونم فکر درستی هست یا نه!‌)‌ و خب امکان اینکه 9 ما یا بیشتر از دیگران دور باشیم رو نداریم!‌ 3- 5 سال از ازدواجمان نگذشته و تازه ....

مامی

در شروع سال 4 هستیم اما من 34 سال و همسرم 37 سال دارد!‌ کلا" نمی دونم باید از کی کمک بگیرم که مسائل رو برامون روشن کنه تا خوب به این کار فکر کنیم چون من ترجیح می دم اگر خدا خواست و به این شکل صاحب فرزند شدیم نی نی در آرامش بزرگ شه و چیزی ندونه اما همسرم می گه نه!‌ و خیلی سوا ل های دیگه ... اصلا" نمی دونم حتی برای یک بار اقدام به درمان کنیم یا نه!‌ خیلی فکرم خسته هست. چون شاید من هم همیشه یک زندگی آرومی داشتم و به هر چیز می خواستم رسیدم شاید حتی برای اطرافیان هضم این مساله سخت باشه چون همیشه من رو در اوج دیدند و حالا در حسرت یک آرزو !‌ )-: و دلم برای همسری هم می سوزه . بر خلاف من او روزهای سختی داشته و الان خیلی غصه می خوره .... دلم خیلی گرفته و این همت و بردباری شما رو تحسین می کنم. برای ما هم دعا کنید.

مامی

ساغر جان از پاسخت ممنونم . حتما" باهات در تماس خواهم بود.

مهرناز

ساغر عزیزم برام دعا کن مثل تو مامان بشم از خوندن این لینک کلی جون گرفتم . عالی بود عالییییییییییییییییییی

ویونا

مامی جون و ساغر جون در مورد سند , یا باید یک سوم اموال رو به اسم کنید و یا تعهد محضری دهید که یک سوم اموال بعد از فوت به فرزندخوانده برسد. که عموما زمانیکه شرایط والدین از نظر ادای تعهد به فرزندخوانده خوب میباشد, راه حل دوم انتخاب میشود.

خاله نفس

ساغرجونم آخه من چی میتونم برات بنویسم برای تویی که قلمی به این زیبایی و روحی به این بزرگی داری....... خدا برات نگهش داره عشقم[ماچ][ماچ][ماچ]

سفید برفی

ساغر جان .. خوشحالم برات که بالاخره جواب همه سختی هایی که کشیدی رو با در اغوش کشیدن دخترت گرفتی ... یه روز برای منم یه ارزو بود بچه داشتن ... ولی حالا که شبها کنارش دراز می کشم هنوزم باورم نمیشه که انقدر خوشبختم و مادر یه فرشته کوچولو هستم .. دخترت رو ببوس

یارا

سلام من ایران نیستم ولی دلم میخواد از ایران برای فرزند خواندگی اقدام کنم . نمی دونم که اصلا میشه یانه؟ شنیدم که باید بیایم و 6 ماه حداقل ایران زندگی کنیم که من فکر میکنم که این نشدنیه. تو رو خدا اگر کسی میدونه راهنمایی کنه. کسی رو هم ندارم که بتونه توی ایران برام پرس و جو کنه. میشه همه مراحل رو با وکیل و از طریق سفارت انجام داد ؟

elii

سلام ساغر جون . مرسی از تمام مطالب و نوشته ها. من الان در بحرانط ترین مراحل زندگیم هستم . یعنی تصمیمگیری . زندگیم خیلی به تو شبیه است . دلم نمیخواد کسی بدونه حاضرم هر کاری بکنم حتی برم یه شهر دیگه خونه اجاره کنم کسی نفهمه . همسرم کلا با من موافقه میگه هرچی من بگم . فقط میخوام بدونم تقریبا میفهمم کی نوبت به من میرسه که بتونم تظاهر به باردار بودن کنم . و اینکه بیشتر از یه بچه میشه اقدام کرد . مرسییییی

elii

ممنونم که زود جوابمو دادین . من تازه ivf کردم که ازمایش اولم منفی بود البته قرار بود زیفت بشم که کلا نشد فقط بیهوشی شرایط بد عمل را کشیدم شاید یه روز منم داستان خودمو به سایت شما اضافه کردم . خلاصه برای فرزندخواندگی اصلا برای من مهم نیست دختر یا پسر بودنشان . اما نمیدونم مسایل محرمیتشون با خاله و عمه و. . .چطور حل میشه البته غیر از شیر خوردن .