تقدیم به مادر جدید... همراه قدیم

دوشنبه، ۵ اسفند ۱۳٩٢  - ۱:۴۶ ‎ق.ظ

فرشته ی ما زمینی شده و شاید دیگه نتونم تند تند سر بزنم . فقط اینقدر بگم که کارم خیلی سخت شده چون فرشته ام به جای یکی دوتاست . و حتی برای کارهای ساده  هم فرصت ندارم . سنشون از شیرخوارگی گذشته ولی ماجرای پوشک و ... هنوز ادامه داره . به قول روان شناسمون اینطور بچه ها " کودکان سخت " اند و من بعد 9 - 10 روز در حالی که هفته ی گذشته سرم خیلی شلوغ بود مریضی سختی هم گرفتم و یه جورایی دارم قاطی می کنم . فرشته ها اینقدر بهمون  وابسته اند  که تو مهمونیشون برای کسی باور کردنی نبود که تازه واردن . از اونجایی که نو پا هستن باید یکسره دنبالشون بدوم  و فرصتی برای اموزش و تربیت باقی نمی مونه ولی تونستم یکی دو تا عبارت و شعر یادشون بدم .

نویسنده: شمیم (http://farzandkhandeh0.persianblog.ir/)

خبر خوش مادر شدن دوست عزیزمون شمیم در این روز عزیز... روزی که منسوب به زن و زمینه در ایران... و روز عشقه... چنان ما رو لبریز از خوشحالی کرد که دیدم بهتره یک تاپیک جدا برای این خبر بی نظیر و متفاوت البته! بزنیم تا همه تون بتونید در اینجا لطف و محبتتون رو به این تازه مادر عزیز ابراز کنید.

 

فعلا اینو داشته باشید تا بعدا یکم که خودش به اوضاع جدید بیشتر خو گرفت و وقت بیشتری پیدا کرد بیاد و کامل ماجرا رو برای همه مون تعریف کنه که مشتاقیم....

 

خدایا شکرت

امسال خانواده شمیم عزیز هفت سینی چهار نفره دارند....

به امید خبرهای خوب آینده و پدر و مادر شدن همه همراهان منتظرمون

/ 37 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

سلام به همگی ! امیدوارم این چار شنبه سوری خوش گذشته باشه !من و نیما هم امشب سنگ تموم گذاشتیم "ابشار" دینامیتی کپسولی سه زمانه و ...! با خودم گفتم گور بابای عقل و چیزای مربوطه ش!بزار امشب و غرق شادی باشه ...از یه هفته پیش لحظه شماری میکرد خیلی هیجان داشت بردمش بازار ترقه فروشا خیلی خوشحال بود خودش اومده خرید برا اولین بار بود این بازارو میدید منم اجازه دادم هرچی دوست داره بخره البته تا نیمه سنگین هاش !خودمم غصه داشتم اخه چند روز قبل باجناق عوضی (که خیر سر باباش از بقیه شون باسوادتر!و منطقی تر!ه )به خاله ی نیما گفته بود نیما به تو نامحرمه!دلم اتیش گرفت به خدا !از بین خاله ها و باجناقا اینا از همشون به ما و خصوصا نیما نزدیک ترن !هر چند میدونم باجناقم به شدت خانه گمان و بدبخته ! ولی نیما خط قرمز منه !باجناق که از دین و مذهب برا من بالا تر و مهم تر نبود!بعد از رسانه ای شدن قانون!!فرزند خواندگی و مطالعه ی نقطه نظرات و فتاوی اقایان بوسیدم و گذاشتمش کنار.....خلاصه وقتی اینو شنیدم یاد شما افتادم !اومدم سری زدم درد دلی و تذکری که نذارید ناکسی بفهمه فرزند خونده دارید!ببخشید اگه ناراحت شدین!

احمد

وای یادم رفت به شمیم تبریک بگم ! افرین که دو تا اوردین !براتون ارزوهای خوب دارم ![گل][گل][گل][گل]

شمیم

عید همگی مبارک ممنون بابای نیما . باید بگم ما برای پسرمون هیچ راه محرمیتی نداریم و دوستانی که از ابتدا با نظرات من یا وبم اشنا هستن می دونن که مسأله ی محرمیت چقدر برام مهمه اما با اعتماد به اعتقاداتم و با اعتماد به صحت کاری که می کنیم سرپرستی پسرمون رو پذیرفتیم . قراره من بعد از ممیز شدن پسرم حدود شرعی رو خودم رعایت کنم . یقینا خیلی سخته ولی لذت سختی هایی که ادم برای خدا می کشه به نظرم خیلی شیرین تر از سختی راحتی هایی هستش که برای خودشه . امیدوارم خدا کمکم کنه و از تجربیات سال های اینده ام هم براتون بنویسم .

فهیمه

دوستای مهربونم عید همگی مبارک و ممنون از تبریکات صمیمانه شما [بغل][ماچ] احمد آقا این مشکل همه ماست. ولی چاره ای نیست و نباید بذاریم خوشی این لحظات را از ما بگیرن. از روز اولی که دخترمون را آوردیم خونه جشنی به پا کردیم. وقتی من و دخترم وارد خونه شدیم یکی از خواهر شوهرهای بی شعور من جلوی همه میگه فهیمه بیا بچه را همین الان بزار زیر سینه فلانی زودتر محرم بشه. منم جلوی همه داد زدم سرش و گفتم اگه شما با نا محرم بودن یه بچه یک ساله اینقدر مشکل دارید که لحظه ورود اون به خونه را خراب میکنین از اینجا برید بهتره. بعد هم به همه گفتم اگه کسی با این قضیه مشکل داره همین الان لطفا بره وجشن ما را خراب نکنه. ولی متاسفانه از اون روز تا حالا از رو نرفتن و هی پیغام میفرستن که بیاین محرمش بکینین یا صیغه بابا بزرگش کنین یا با شیردهی محرمش کنین. حالم داره از حرفاشون به هم میخوره ولی این گوش در و اون یکی دروازه. روحم آسیب میبینه ولی فعلا دوام آوردم . میخوام بگم خیلی ها شعور کافی ندارن و به چیزهایی که ما فکر میکنیم اصلا فکر نمیکنن. فقط دنبال حرف مفت برای گفتن هستن. دل منم پر هست ولی به کسی اجازه نمیدم بهترین لحظات زندگیم را خراب بک

فهیمه

بچه ها خیلی دلم میخواست امسال همه مادران منتظر انتظارشون به اتمام میرسید. خیلی برای همتون دعا کردم. ساغر، ویونا، مامان فرزان، مگنولیا و شقایق عزیز یک دنیا ممنون از لطف بی پایان شما برای تبریکات قشنگتون و همچنین برای درست کردن این سایت. حتما سرم خلوت بشه داستان ورود کیانای عزیز به زندگیمون را براتون ارسال میکنم. روی ماه همگیتون را میبوسم و شما هم از طرف من روی ماه همه فرشته هاتون را ببوسین. اینقدر خوشحالم که دلم میخواد این خوشحالیم را با همه شما تقسیم کنم ولی نمیدونم چطور. دوستتون دارم [بغل][ماچ]

احمد

خواهر گرامی فهیمه :اره بعضی"ادما" فقط محض حالگیری تو این دنیان ! مث پشه فقط مزاحمن ! جا مکان موقعیت طرف و غیره هم حالیشون نیست !هیچ سمی هم بهشون کارساز نیست ! خلاصه تو این دنیا خیلی نامحرمن! امیدوارم هر روز از تعدادشون کم بشه !کیانای عزیز! به خونه ی خودت خوش اومدی ![گل]سلام منو به بابا جون برسون.

شمیم

بازم سال نو تون مبارک . یه چیزی برای من خیلی جالبه اینکه ما تو یک فضای کاملا مذهبی هستیم بین حداقل 100 - 150 تا دوست و همکار و اعضای خانواده که همشون صد در صد مذهبی هستن و مسأله ی محرمیت براشون خیلی مهمه خانواده هایی که برخی هاشون خانم هاشون طلبه هستن و آقایون روحانی و حتی از روحانیون سرشناس هیچ کدوم هم فرزند خونده رو محرم نمی دونن ولی الحمد لله وقتی فهمیدن ما برای پسرمون راه محرمیت نداریم بازهم به خاطر کاری که کردیم بهمون تبریک گفتن و تشویقمون کردن . من که منتظر بودم حداقل دو سه تاشون یه حرفی بهم بزنن از اینهمه روشنفکریشون جا خوردم . اما موضوع محرمیت برای یکی دو نفر که اتفاقا کمتر وجهه ی مذهبی داشتن پر رنگ تر بود . تصور می کنم وقتی کسی حرفی برای گفتن نداره به این موضوع متوسل می شه و این یعنی فرشته های ما حرف ندارن . پس اگه کسی به این موضوع اشاره ای کرد به جای ناراحتی باید خوشحال بشیم چون هیچ عیب و ایرادی تو زندگی ما و فرشتمون پیدا نکرده . من هم مثل ویونا جون معتقدم مساله ی محرمیت یه موضوع شخصیه و البته بین خانواده و فرزندخوندشون و خدا

آنا

سلام همگی و سال نو مبارک انشالا روزهای خوبی براتون تو این سال رقم بخوره فهیمه جون اون پیام تبریک بدون اسم مال من بود مجددا تبریک میگم

حسین83

باسلام و خسته نباشد خدمت مدیریت محترم - مشکل بچه دار شدن داریم و بارها به دفعات به پژوهشکده رویان رفته وسه مرحله(شماره پرونده62..) اقدام نموده وهر بار جواب منفی لذا در این رابطه به یکی از شعب فرزند خواندگی مراجعه و از ما ایراد کافی نبودن مسائل مالی را گرفته و آرزوی بچه داشتن را در دل من و همسرم گذاشتن - از شما مدیریت محترم سوالی داشتم؟ آیا با دادن مهریه همسر اول (به علت مشکل بچه دار شدن بنده) و سه بار هزینه خیلی سنگین پژوهشکده رویان دیگر توان مالی در آن حد کجا هست .* کارمند دولت دیپلم 43 سال حقوق 1500000 هزارتومان در ماه* hosseindanashfar@gmail.com

مامانی

با سلام میخواستم بدونم دوستم یکبار فرزند خوانده داشته برای بار دوم بهش بچه میدن ؟ و آیا تمام مراجل رو باید از اول طی کنه ؟ ممنون از پاسخی که میدهید.