سه تا فرشته ی جدید و سه تا تازه مادر

پاینده جون مادر شد

مبارکش باشه

به امید روزی که همه ی مامان ها منتظر فرشته هاشون رو در آغوش بکشن

با عرض پوزش فراموش کرده بودم خبر مادر شدن گلوریا جون رو براتون بذارم .

جدید : گلاب عزیز هم مادر یه آقا فرشته ی چهار ماهه شد . خوشحالم که قبل از اینکه برای چند وقت اینترنتم قطع باشه خبر نزول یک فرشته آسمانی دیگه رو دادم و باز هم تیتر این پست تغییر کرد

/ 108 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معصومه

سلام شمیم عزیزم، حقیقت متاسفانه در اکثر مواقع به مذاق ما تلخه، خدا همه فرشته ها رو در پناه خودش حفظ کنه، تو شورامون با فرشته پسر زیر یکسال موافقت کردن، خیلی سخت میگذره این انتظار کشنده از 8 صبح تا 4 بعدالظهرش یه جور از 4 تا 8 صبح فردا یه جور دیگه ، امروز چهارشنبه س یعنی اگه تا 4 بهم زنگ نزنن باید یه پنج شنیه، جمعه سخت دیگه بگذره، خدایا خودت کمکمون کن، دلم واسه فرشته م یا ان شاء الله فرشته هام پر میزنه، دیگه هیچ فعالیتی سرمو گرم نمیکنه، هستم اما بیشتر اوقات جای دیگم، تو لحظه تماس و بی سروپایی واسه رسیدن به فرشته م سیر میکنم، بازم ازت ممنونم شمیم عزیزم که پاسخم رو میدی خیلی التماس دعا

معصومه

سلام شمیم عزیزم خداییش سخته حتی الان من نمیتونم بگم اونموقع شما رو درک میکنم چون بازم بسته به شرایط و روحیاط افراد سختی انتظارشون فرق میکنه، فقط میشه گفت خدایاااااااااااااااااا سخته خودت کمکمون کن، ولی خداروشاکرم واسه دوستایی مثل شما چون گذروندن انتظارو راحت تر میکنه، بقیه شم که توکلت علی الله

مامان باده

سلام به همه مامان هاى ناز و باحال، در نى نى سايت ما كلوپ داريم و خوشحال مى شويم آنجا هم در خدمتتان باشيم، خلاصه از دوستان هم دوره من فقط من و دو تا مامان ديگه منتظر فرشته هايمان هستيم، در وأيبر هم گروه داريم، منتظرتان هستيم،

مامان باده

در ضمن جلسات مشاوره هم به إتمام رسيد با دكتر رزاقى ، يك كتاب معرفى كرد به نام كودك خوش بين از انتشارات سمت، گفت مه من استرس زياد دارم و بهتره اين كتاب را بخوانم،

معصومه

سلام مامان باده عزیز منم یه تاپیک تو نی نی سایت ساختم به اسم فرزند خوانده تو بخش ناباروری چند تا از دوستانی هم که مثل مان اونجا هستن اگر دوست داشتی سر بزن.http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=975830&PageNumber=25

معصومه

سلام امروز دومين هفته كاري از شورامون گذشت، خيلييييييييي سخت، اما گذشت، خدا خودش بهم كمك كنه كه بتونم اين دوران سخت انتظارو با سربلندي به پايان ببرم.

معصومه

سلام به همه دوستان دوستان عزیز بعد از شوراتون شما بازم واسه پیگیری به بهزیستی شعبه خودتون زنگ میزدین؟ اصلا زنگ میزدین؟ من دیگه استخونامم داره درد میکنه از این انتظار خدا به همه کمک کنه ان شاء الله. ممنون میشم مثل قبل جوابمو بدین

معصومه

سلام شميم جان عيدت مبارك گلم، ممنون كه جوابمو دادي، ولي سه شنبه پيش كارشناس بهزيستي جوري پشت تلفن با من صحبت كرد كه تا دو روز حالم بد بود، كلي گريه كردم، واقعا نميدونم يعني چي كه داد زد سرم گفت بهتون گفتيم بهتون زنگ ميزنيم ديگه چرا هر روز زنگ ميزنين، در صورتيكه من هفته قبلش شنبه ش زنگ زده بودم اون روزم باهام بد حرف زد، ديگه تصميم گرفتم تو سكوت فقط برم در خونه خدا و ديگه زنگ نزنم، توكل به خودش قسمت و تقدير مام هرچي كه هست در دست توانمند خود قادر متعاله. بازم پيشاپيش عيد همه گي مبارك

سلام به همه دوستان من حسام هستم بابای سایدا که حدود 3 ماه اومده پیش من ومامانش ،دوستان خیلی متشکرم از مطالب شما و همینطور از مدیران وبلاگ کمال تشکر را دارم.

راتا

lمامان باده و بقيه دوستاي كه تو كلوپ هستن .ميشه آدرس كلوپ رو به من بدين . عضوش هستم ولي آدرسش رو گم كردم